مانیسا

برای بابایی معلم

معلم مثل مامان مهربونه
اونم مثل پدر همراهمونه
اون حتا بیشتر از مامان و بابا
برامون قصه های خوب می خونه

معلم بهترین فرد تو دنیاست
کسی که مهربونیش قد دریاست
با اینکه بعضی وقتا اخم داره
ولی اخمش هم حتا خیلی زیباست

دوسش دارم اونو اندازه ماه
بهش اینو می‌گم هی گاه و بیگاه
نمی خوام غصه هاشو من ببینم
الهی  که خدا باش باشه همراه

 

 

+نوشته شده در سه‌شنبه ۱٢ اردیبهشت ۱۳٩۱ساعت٢:۳٢ ‎ب.ظتوسط مانیسا | نظرات ()
 

سلام سلام سلام

دلم براتون تنگ شده بود.وبلاگمم که بی اجازه بسته بود یه نفر!اما من بازش کردم.خیال کرده

رفتم وبلاگ حسین کوچولو یه مسابقه گذاشته.یادش بخیر حسین کوچولو و من وقتی کوچولو بودیم بابایی اومد خونه عزیزم   .اون موقع بابایی حسین کوچولو رو بوس کرد منو نه فکر کردی یادم رفته؟بابایی بد     ...

     

شعرای آبی حسین کوچولو،شعرای قرمز مانیسا . آخه آبی هم شد رنگ

   

بچه ی خوب و با ادب
به چاقو دس نمیزنه
مامان بهش غذا میده
قاشقو پس نمیزنه....

اما که من بی ادبم
به چاقو هم دس میزنم
مامان بهم غذا بده
قاشقشو پس میزنم

میگم ولم کنین بابا
نیگا کنین 8 سالمه
بچه که نیستم به خدا
بزرگ شدم یه عالمه

بازم آپ میکنم اگه نفری هشتاد تا کامنت بذارین

+نوشته شده در یکشنبه ٧ اسفند ۱۳٩٠ساعت٧:۳٦ ‎ق.ظتوسط مانیسا | نظرات ()
مانی عینکی /کلیپ جدید

 

اینم کلیپ جدیدم کلیک کنید دانلود کنید.

می خوام بیام شعر بخونم دوباره
تا کم بشه روی مامان ستاره
بهم نگه مانی گله تو دزدی
همه اش  میای شعر منو می دزدی

فعلا این دوبیتی رو گفتم تا مامان ببینه و حرصش در بیاد

کلیپم رو هم دانلود کنید کیف کنید.عینک زدم.مامان ستاره گفته بود با عینک نرو بالا ولی من رفتم مگه عینکی بودن بده؟!خب بعضیا هم عینکی هستن دیگه!

اینم کلیپ جدیدم کلیک کنید دانلود کنید.

عینکی‌ام عینکمم مثل خودم قشنگه
بابام میگه عینک واسه بچه های زرنگه
هرکی که عینک میزنه دکتر مهندس میشه
مهندس و دکتر نشد رییس مجلس میشه
عینکی‌ام عینکمم یه عالمه دوست دارم
خوشگل میشم وقتی اونو رو صورتم میذارم

چه شعرای خوشگلی گفتم.البته شعر گفتن یادم رفته دیبام کمک کرد تا درستش کنم.خدایی خیلی خیلی سخته واسه یه سالم بسه.آخه شعر گفتنم شد کار؟!من میخوام بزرگ شدم ریاضی دان بشم.

 

اینم کلیپ جدیدم کلیک کنید دانلود کنید.

+نوشته شده در جمعه ٢٠ آبان ۱۳٩٠ساعت۸:۱۱ ‎ب.ظتوسط مانیسا | نظرات ()
مانی پرش شکسته!

 

مانی کوچولو مانی طلا
شیطونی کرد شیطون بلا
افتاد و دست اون شکست
مثل چینی
از اون بالا

دکتر اومد بالا سرش
گرفت و بست بال و پرش
مانی خانوم غصه می خورد
بارونی شد
چشم ترش

بونه گرفت،خسته شدش
گنجیشکه پر بسته شدش
شیرین زبون،گلی خانوم
گلدون یک دسته
شدش



غصه نخور خانوم طلا
شیطون ناز و ناقلا
قند و نبات و عسلی
شیرین زبون گی
سو طلا

شیطونی اشکنک داره
یک کمی بشکنک داره
تلخی این روزای بد
تجربه هاش نمک داره

تموم میشه
روزای بد
بشمری روزا رو تاصد
صد تا یه کم زیاد میشه
ایشالا تا دو هفته بد

"فدای ناز و خنده هات
گریه نکن مامان فدات
حیفه که بارون بباره
بشینه روی گونه هات"

- آخه کی سبد سبزی رو اختراع کرده که من برم توش سبد برگرده بیافتم دستم بشکنه!اگه بدونم؟!

+نوشته شده در پنجشنبه ۱٢ خرداد ۱۳٩٠ساعت٢:٢٢ ‎ب.ظتوسط مانیسا | نظرات ()
مانیسای باباییش ، بابایی مانیساش

اولش هممون رفتیم امیر کبیر!امیر کبیر که نه!انجمن امیر کبیر!آخیادش بخیر خیال باطلحیف که دیگه نمی ریمناراحت منم شعر لنگ حموم رو خوندم!

این پست و مقام و جاه و دنیا
 چون لنگ حموم بوده باشد
امروز به پای توست بسته
 فردا ز کمر گشوده باشد
چون بی خبر از تو می ربایند
 حیثیت تو زدوده باشد

عاقل بود آن که کسی که زیرش
  یک چیز(شورت) به پا نموده باشد !!!!

 

بعدش بابایی حرف زد! یه سوال بی ادبی هم پرسید من خنده م گرفت چون خیلی خجالت کشیدمخجالت خودتون وقتی دانلود کردید ببینید من حرف بد نمی‌زنم!ساکت بعدش ازم خواست یه شعر دیگه بخونم،منم خوندم.فرشته

همین شعر: دویدم و دویدم

 

دویدم و دویدم
به انقلاب رسیدم
دو تا خاتونی دیدم

یکی ش به من سلام داد
منم بهش خندیدم
ادا و ناز و عشوه
فروخت و من خریدم

خاتون به من کوپن داد
کوپنو دادم به دلال
دلال به من سیگار داد
سیگارو دادم به بقال
بقال به من نخود داد
نخودو دادم به رمال
رمال به من دعا داد
دعا رو دادم به حمال

حماله این ورش کرد
یه خورده اون ورش کرد

زد تو سرم دو دستی
گف اگه مردش هستی

یه چیزی بده دلم واشه
حلال مشگلم باشه

منم بهش مژده دادم
یه مژده ی گنده دادم

بهش گفتم کسی می شی
صاحب مجلسی می شی
حکیم می شی دبیر می شی
وزیر می شی سفیر می شی
یا شایدم امیر بشی

کار تو بالا می گیره
بالا و بالا می گیره

هی می ری بالا بالا
رییس می شی ایشالا

به کس کسون راه نمیدی
به همه کسی پا نمیدی

نمی شناسی ما ها رو
قربون برم خدا رو
آچین و واچین
یه
پا
تو
ور
چین

 

و اما بعدش یه هدیه خوب :

 


اینم کلیپ تصویری همین شعرا با صدای مژهبابایی و دخملیشمژه واسه ی اونایی که هر دوتاشونو دوست دارن مخصوصا خاله ها و داییای مهربون فقط مانیسابغل

خسته شدم.خمیازه!!!

+نوشته شده در دوشنبه ۱٢ اردیبهشت ۱۳٩٠ساعت۱٢:٢٩ ‎ق.ظتوسط مانیسا | نظرات ()
"دروغ"

 مانیسا

 

مانیسا

 

              کاسه ی چینی مامان
            افتاد و یک هویی شکست
              شیطون اومد قایمکی
             کنار مانیسا نشست

              گف: مامانی می کشتت
             اگه بفهمه مانی جون
                بهتره قایمش کنی
               ندی ب مامانی نشون

                  گفتم: اگه مامان دیدیش
                 اون وخ بگو چکار کنم؟!
                                        گف: اگه فهمیدش با من
بگو دروغ سوار کنم

اخمای مانی رف توهم
گف برو شیطون بلا
دوس ندارم دروغ بگم
زودی برو از این ورا

 مامان میگه دروغ نگم
دروغ کار آدم بداس
هرکسی که  دروغ بگه
راس راسی دشمن خداس

 

+نوشته شده در سه‌شنبه ۱ تیر ۱۳۸٩ساعت٩:٤٧ ‎ق.ظتوسط مانیسا | نظرات ()
جوجه اردک زشت

 

اردک زشت و ناقلا
چقد تو خوشگلی بلا
کی گفته که زشتی گلم
قشنگی
جوجه ی طلا

جیک و جیک و  جیک شیرین زبون
شادی بیار ب خونمون
چقد قشنگه خنده هات
همین جوری
جوجه بمون

گفتی ک جوجه اردکی
میون جوجه ها تکی
تپل مپل ؛ مپل مپل
آخ ک چقد با نمکی

اردک زشت کوچولو
جوجه ی ناز و توپولو
می خورمت ی روز تو رو
مث لواشک هولو

جوجه ی گرد و قلقلی
تویی ک ناز
و خوش گلی
من نمی گم زشتی فدات
هم خوشگل و هم
توپولی

فدای ناز اون چشات
گریه نکن
مامان فدات
حیفه ک بارون بباره
بشینه روی گونه هات

+نوشته شده در سه‌شنبه ٤ خرداد ۱۳۸٩ساعت٧:٥۳ ‎ب.ظتوسط مانیسا | نظرات ()

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس